سلام دوستان عیدتون مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشید و همراه خانواده روز های خوبی رو سپری کنید .
سال 88 سال پرحادثه ای بود و از همون اول عجیب بود نمیدونم شاید سال 89 عجیب تر هم باشه ولی خدا کنه به خیر و خوشی بگذره.
دو تا عکس جالب هم تو یه وبلاگ دیدم خیلی خوشم اومد ببینید و مقایسه کنید.
اولی رو نگاه کنید خفت و خواری از نگاه این انسان ذلیل می باره بدبخت بیچاره سفیر انگلیس رو نگاه کنید ، انقدر این ذلیل تف مالیش کرده که می خواد فرار کنه ! داره می گه آقای کروبی تو رو خدا بی خیال ما شید . کروبی هم داره می گه ما خیلی اررااادت داریم آقا ...!!!!
اما عکس دوم رو نگاه کنید نیازی به توضیح نداره عزت نفس از نگاه این مرد خدا می باره خدا حفظش کنه که آبروی ملت رو حفظ کرده...







رییس جمهور در هرمزگان
نمی دانم چگونه و با کدام لقب صدایت کنم ...
خالصانه ترین و عاشقانه ترین سلام ها تقدیم تو باد...
روزی که صدایت را شنیدم واستواری کلامت در اعماق جانم نشست و شجاعتت امیدی وصف ناپذیردر دلم نشاند احساسی در وجودم شکل گرفت و هر بار که دوباره لب به سخن گشودی آن احساس غریب اما زیبا دوباره در قلبم زنده شد احساسی که به من هدف بخشید و مرا به سوی تو خواند ای جانان من سال ها دنبال صدایی بودم که از اعماق جان بلند شود صدایی که صاحب آن در انتظار موعود است ...
سلام بر تو سلامی که از وجودم بر می خیزد احساس من گاهی هدف را از من گرفت اما لحظه ای بعد به سوی هدفت فراخوانده شدم گویی خداوند بر من منت نهاده گاهی احساس غرور می کنم که عشق تو در قلب من رخنه کرد عشق من به تو و عشق یک ملت به تو .... و خداوند چقدر تو را دوست دارد همواره به تو غبطه خورده ام و در آرزوی یک بار دیدنت روزهایم را شب کردم گاهی ترسیدم که مبادا به تو نرسم...
دکتر عزیز، من تصمیمم را گرفته ام و بی هیچ لغزشی در راه رسیدن به هدفت پیش می روم معشوق من ای کاش صدایم را می شنیدی...
صدایی از اعماق قلبم مرا ندا می دهد که روزی تو معلمم خواهی شد برای آمدن به سوی تو آماده ام هر بار که از علم گفتی بیش از پیش به آن توجه کردم از خداوند خواسته ام که محل تحصیل علم و دانشم از وجود تو خالی نباشد از خدا خواسته ام در دانشگاهی قبول شوم که تو در آن هستی و در رشته ای که تو در آن تدریس می کنی...
به امید آن روز...
ای انسان تو با ایثارت آزاده بمان
یا دل را از قید حصرت برهان
تا باشی با دلی سرشار
از مهر و ایمان
هم از اهریمن بیزار
جان را در راه جانان بگذار
دل را بر مهر یاران بسپار
با عشق و ایثار
نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست سایتهای زنجیرهای ضد انقلاب با انتشار یک کاریکاتور، طرح موسوم به "اسب تراوا"
که از سوی سایت عطاالله مهاجرانی مطرح شده بود را به سخره گرفت.
به گزارش شبکه ایران، سایتها و گروههای ضد انقلاب که در هفتههای گذشته، برنامههای گستردهای را برای ایجاد اختلال در راهپیمایی 22 بهمن تدارک دیده بودند، با مشاهده جمعیت چندین میلیونی راهپیمایان این روز و شکست برنامههایشان، به فحاشی نسبت به یکدیگر روی آوردند.
نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست سابق روزنامههای اصلاح طلب که چند سالی است به کانادا پناهنده شده و مشغول به فعالیت در سایتهای ضد انقلابی چون "روزآنلاین" است، با انتشار یک کاریکاتور در سایت ضد انقلاب "خودنویس" که سردبیری آن را نیز بر عهده دارد، طرح موسوم به "اسب تراوا" که از سوی سایت عطاالله مهاجرانی مطرح شده بود را به سخره گرفت.
نیک آهنگ در این کاریکاتور که آن را با نام "درازگوش تروا" منتشر کرده است، تصویر یک اسب را کشیده است که در کنار آن یکی از حامیان جریان سبز قرار دارد.
اما به دنبال انتشار این کاریکاتور، واکنشهای مختلفی از سوی بینندگان این سایت نسبت به آن صورت گرفت.
یکی از خوانندگان در کامنتی که گذاشته، نیک آهنگ را به داشتن کینه از مهاجرانی متهم کرده و نوشته است: "هر روز مسخره تر از دیروز میشی."
در یک کامنت دیگر نوشته شده است: "مگه ما با مهاجرانی یا نبوی رو در بایستی داریم که نگیم با این فکراشون عرض خود می برند و زحمت ما می دارند؟ این پروژه مسخره اسب تروا بهترین نمایش برای احمدی نژاد شد".
نیک آهنگ همچنین در پاسخ به یک کامنت مبنی بر اینکه "اگه نمی تونی خودت رو کنترل کنی، یه مدت چیزی نکش. برو یه جایی استراحت کن تا حالت بهتر بشه"، نوشته است: "راست میگی، بهتره برم همونجایی که بعضیها نظریه اسب تروا میدن!".
یکی دیگر از مخاطبین هم با ابراز عصبانیت شدید از پروژه موسوم به "اسب تروا"، مهاجرانی را به حماقت متهم کرد و نوشت: "واقعا که گند زدند حضرات استراتژیست آل عطا و شرکا".
ناظرانان سیاسی معتقدند که علت عصبانیت و فحاشی سایتهای ضد انقلاب به یکدیگر، حضور گسترده و چندین میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن و شکست پروژه ایجاد درگیری و اغتشاش در این روز است.
گفتنی است سایت جنبش راه سبز (جرس) که پس از انتخابات ریاست جمهوری، برای تحریک مردم به اغتشاشات خیابانی با مدیریت افرادی چون عطاالله مهاجرانی، محسن کدیور و فاطمه حقیقت جو راه اندازی شد، از حدود یک ماه قبل، طرحی را موسوم به "اسب تروا" برای روز 22 بهمن طراحی کرده بود.
بر طبق این برنامه ریزی، قرار بود تا حامیان میرحسین موسوی با ظاهر معمولی و بدون نمادهای سبز به میدان آزادی بیایند و سپس در هنگام سخنرانی رئیس جمهور، نمادهای خود را نمایش دهند و شعارهای ساختارشکن سر بدهند.
اما حضور جمعیت میلیونی مردم مسلمان تهران در خیابانهای منتهی به میدان آزادی و اطراف این میدان در نخستین ساعات صبح روز 22 بهمن، اندک اغتشاشگران را نسبت به عمق طرح خیالی خود آگاه کرد.
مرگ سبزها
یکی از جوانانی که در راهپیمایی باشکوه 22 بهمن حضور داشت، پلاکاردی را با عنوان "مرگ نفاق سبز" حمل می کرد.
به گزارش شبکه ایران، راهپیمایی میلیونی دیروز مردم تهران حاشیههایی دیدنی و به یادماندنی زیادی به همراه داشت. بسیاری از مردم شرکتکننده در این تظاهرات، پلاکاردهایی به دست داشتند که خودشان آنها را طراحی کرده بودند و اغلب دارای نکاتی پرمعنا و قابل توجه بود.

در یکی از این پلاکاردها که توسط یکی از جوانان میهنمان تهیه شده بود، به بررسی وضعیت جریان موسوم به سبز در ماه های اخیر پرداخته شده بود. در این پلاکارد، وضعیت این جریان به بیماری تشبیه شده بود که در روز 22 بهمن، سکته کرد و مرده است.
اعتراف سبزها به شکست اگرچه از همان ساعات اولیه روز آغاز شد، اما با گذشت زمان و بی نتیجه ماندن روحیه و
امید دادن ها، ماجرای لشگر شکست خورده ای که می خواست با ایده اسب تروآ میدان آزادی را تسخیر(!) کند، وارد فاز جدیدتری شد.
به گزارش رجانیوز حضور بی سابقه ملت از همان ساعات اولیه یکپارچگی مردم در مقابل فتنه گران را به تصویر کشید. این همه، یأس و ناامیدی گسترده اقلیت سبزپوش را به دنبال داشت. کسانی که نمی توانستند به خواست و رأی اکثریت احترام بگذارند، کوشیدند تا با روحیه دادن به یکدیگر به خود تلقین کنند که پیروز خواهند شد!
ساعاتی بعد اما کشتی روحیه و امید دادن هم به گل نشست و باب متهم کردن و دنبال مقصر گشتن باز شد. عمده ترین انتقادات متوجه طرح اسب تروآ بود. مطابق این طرح سبزها قرار بود به صورت کاملا عادی و بدون نمادهای سبز از همان ساعات اولیه میدان آزادی را به تسخیر(!) خود درآورند تا بدون ممانعت نیروی انتظامی بتوانند جایگاه را در اختیار بگیرند.


قرار بود با آغاز سخنرانی رییس جمهور، با هماهنگی هایی که انجام شده بود، سبزها به یکباره نمادهای سبز خود را بیرون بیاورند و با شعارهای یکپارچه در سخنرانی احمدی نژاد اختلال ایجاد کنند؛ به گونه ای که صدای شعارهایشان از تلویزیون هم پخش شود!
این ایده کودکانه محصول تلاش های شبانه روزی و برنامه ریزی های متفکرانه سیاستمداران برون مرزی بود؛ همان کسانی که میرحسین هیچ گاه حساب جنبش سبز را از آنان جدا نکرد.
با بالاگرفتن یأس و ناامیدی، برخی سازگارا و چهره های خارج نشین را به باد انتقاد و ناسزا گرفتند و برخی نیز میرحسین را عامل این بدبختی ها دانستند.
به نظر می رسد طی روزهای آتی دعوای سبزها وارد فازهای جدی تری شود و طرح این سوال که مسئول وضعیت کنونی اصلاح طلبان چه کسی است، موضوعیت بیشتری پیدا کند.
در این میان البته باز هم رؤیاپردازی ها ادامه پیدا کرد. یکی از کاربران بالاترین در مطلبی با عنوان "طرح مسخره اسب تروا" نوشت:«چقدر نوشتیم و چقدر فریاد زدیم که این طرح مسخره، محکوم به شکست است. چقدر بحث کردیم که با چهره و لباس حزب اللهی رفتن به قصد فتح میدان آزادی ، آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت. کو گوش شنوا. دخترک میگریست وقتی سوارشان کردم. میگفت همه از ما بودند اما نتوانستیم تکانی بخوریم. از ساعت 6 صبح آمده بودند. همراهش که پسری بود با ظاهر حزب اللهی، عرقش را با چفیه دور گردن پاک کرد و گفت از کجا میدانی همه از ما بودند. دخترک در بین گریه بیصدایش گفت: آخه شعارهای اونا رو تکرار نمیکردند. و پسر فحش میداد به ...»
یکی دیگر از کاربران با تاکید بر اینکه ما شکست نخورده ایم! نوشت:«مقصر تضعیف روحیه کسانی هستند که توقعات را بالا بردند.» این اگر چه انتقادی روشن بود نسبت به رؤیاپردازی های اصحاب فتنه اما در عین حال اعتراف روشنی نیز بود به در اقلیت قرار داشتن سبزها؛ اقلیتی که رای اکثریت را نمی پذیرند و جمهوریت نظام را با خودخواهی های خود مورد هجمه قرار داده اند.


البته برخی هم بودند که تقصیر را بر گردن عدم اطلاع رسانی و زمین و زمان و کائنات و ... انداختند! شاید اوج رؤیاپردازی ها نوشته ای بود که با عنوان "تلویزیون ایران یه صحنه کوتاه از خیابون آزادی نشون می ده، اونم با فیلتر رنگی!" منتشر شد. در این مطلب آمده بود:«تلویزیون صحنه خیابون انقلاب رو با یه فیلتر رنگی سبز نشون می ده که پارچه های سبز مردم به چشم نیاد!»
در مطلب دیگری هم با عنوان"شما را به خون شهدای سبزمان قسم می دهم انقدر ناامید نباشید..." آمده بود:«دوستان به خدا قسم ایران قیامت بوده(!) گول رسانه های رژیم رو نخورید. اینها جنگ روانیه. من از ایران خبر موثق دارم که ایران غوغا بوده(!) سبزها غوغا کردند(!) صدای این ملت سبز مظلوم رو به دنیا برسونید. انقدر ناامید نباشید.»

با مروری گذرا در سایت بالاترین عناوین دیگری هم البته به چشم می خورد. عناوینی نظیر:«چرا پا پس کشیدین؟ چرا شروع کردین به غر زدن؟ هنوز که نباختیم... هر چی می کشیم از دست این رهبرای خارج نشین می کشیم...حکومت کودتا 8 ماهه که شکست خورده ولی ادعای پیروزی می کنه و بعضی از ما با وجود مقاومت 8 ماهه داریم شکست را زمزمه می کنیم...روحیه خودتونو نبازید، اینا نمی تونند این حضور(!) رو از ما بدزدن... ناامیدی ممنوع...دوستانی که مسافرت رو بر مقاومت ترجیح دادند حالشون چه طوره؟ سواحل زیبای شمال خوش می گذره؟»

شبکه تلویزیونی "فاکس نیوز" که وابسته به نئومحافظه کاران تندروی آمریکا است، به نقل از یک شاهد عینی در تهران، اعلام کرد که "جمهوری اسلامی ایران برد و ما باختیم".
به گزارش شبکه ایران، شبکه تلویزیونی "فاکس نیوز" که وابسته به نئومحافظه کاران تندروی آمریکا است، به نقل از یک شاهد عینی در تهران، اعلام کرد که "جمهوری اسلامی ایران برد و ما باختیم".
"فاکس نیوز" در مطلبی که در سایت اینترنتی خود منتشر کرده است، به مصاحبه با یکی از افرادی پرداخت که سعی داشته است تا در راهپیمایی 22 بهمن اخلال ایجاد کند ولی با جمعیت گسترده مردم روبرو شده است.
وی به فاکس نیوز گفت: "ما 300 یا نهایتا 500 نفر بودیم. در حالی که آنها بیشتر از 10 هزار نفر بودند. درگیریهای خیلی کوچک و پراکندهای رخ داد".
این سایت همچنین در ادامه مصاحبه با این فرد نوشت: "چیزی که واضح است این است که ما باخیتم و آنها بردند. آنها توانستند جمعیت زیادی را برای راهپیمایی دعوت کنند".
"فاکس نیوز" البته در ادامه تلاش کرد تا با بیان این جمله که "این به معنای پایان جنبش سبز نیست و این جنبش باید دوباره احیا شود"، به سبزها روحیه بدهد و به همین خاطر آنها را "معترضین خاموش" دانست!
این شبکه تلویزیونی همچنین تلاش کرد تا با گسترده نشان دادن حضور نیروهای انتظامی، حضور پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن را کمرنگ کند.
فردا همه فریاد مرگ بر ضد ولایت فقیه سر می دهیم...
حماسه ای دیگر مانند ۹ دی

----------------------------------------------
خطاب به بعضی ها ...
اگر از وحدت گفتم می خواستم شما رو امتحان کنم اما دیگه واقعا فهمیدم لیاقت ندارین...
راستی فردا که تشریف میارین؟ پذیرایی با شکوهی در انتظارتونه


درود بر شهیدان موج سبزی فروشی!
ای مردم خدا جوی ایران به ویژه شمال تهران! جون مادرتون کوتاه نیاید! بابا جان اگه شما کوتاه بیاید من خیت( هم خانواده ضایع شدن! ) میشم! آبروی نداشتم که رفت. عکس زنم که تو مناظره به همه نشان داده شد. اونم چه زنی ( سومین متفکر جهان )
ناموسم به همه نشان داده شد. خودتون که میدونید من ناموس پرستم! شما که غریبه نیستید اگه دیدید زنم همیشه کنارمه بخاطر اینکه من خاک بر سر زن ذلیلم
جرات ندارم بهش بگم بالای دهنت دماغه!
خلاصه میخواستم بگم که از ناموس مهمتر که نداریم اونم بخاطر شما تو مناظره فدا کردم!بردگی آمریکا و اسرائیل رو پذیرفتم. رفاقت و هم سنگری با احمقی چون کروبی رو تحمل کردم. مجری طرحها و برنامه های خاتمی شدم. از همه بدتر که من چقدر بدبختم که فردی چون کرباسچی به من رای داد! و حمایت خودش رو از من اعلام کرد. بیشتر از این تو حاشیه نرم فقط خواستم بدونید که چقدر خار و ذلیل شدم.
حالا انتظار دارم که شما پشت منو خالی نکنید. الان که دارم این مطلب رو مینویسم چشمام پر از چیزه ببخشید اشک تمساحه!
ببینید ما قرار بود تا براندازی نظام
۲/۱۰۰/۳۰۹/۲۳۴ آشغالی آتیش بزنیم! ولی تا حالا ۸۷۰ تا بیشتر آتیش نزدیم! اکثرا هم دوباره تعمیر شدن و مورد استفاده قرار گرفتن. ما حساب کردیم که هر آشغالی ۱۰۰۰۰ تومان ارزش داشته باشه و ضرب در تعداد آشغالیها بشه یه خسارت جبران ناپذیری به دولت سیب زمینی می زنیم! ![]()
این طرحی که دارم میدم توسط سومین متفکر جهان یعنی خانم رهنورد همسر عزیزم طراحی شده
و اینجانب به شخصه شاهدم که ایشون قرآن پژوهه! و چه شبهایی رو بخاطر طراحی این طرح نخوابیده! ایشون روشنفکترین زن ایرانه!
من خودم شبهایی رو دیدم که ایشون در حال فکر کردن بود و ناگهان اتاق پر از روشنایی شد. به حدی که اینجانب مجبور شدم برای فهمیدن موضوع از ماسک جوشکاری استفاده کنم!
من عینکی نبودم و بعد از اینکه با این خانم روشن فکر ازدواج کردم چشمام ضعیف شد!![]()
خلاصه من خیلی بدبختم هیچ کس منو دوست نداره
همه به من میگن چیز! دیگه با اسم اصلیم صدام نمیکنن! همه بهم تیکه میندازن میگن سلام آقای چیز! مگه چیز چیزه بدیه؟
که مردم منو مسخره میکنن؟ دیگه از زندگی خسته شدم. یه عده خرم کردن!
و گفتن بیا کاری کنیم رئیس جمهور شو و من هم که دیدم هیچ کس دوستم نداره خواستم به همه نشون بدم که بابا من چیز نیستم من یک رئیس جمهورم! ولی نشد. خیت شدم! احمدی نژاد سیب زمینی! همه آرزوهامو
نقش بر آب کرد. همیشه قبل انتخابات به روزهای روشن ریاست جمهوریم فکر میکردم. میگفتم خدا یعنی میشه یه روز منم مثل خاتمی بی مصرف! برم خارج با زنهای جیگر طلا
دست بدم و اونا منو ماچ کنن!
هر جا برم دخترکهای رنگارنگ بزک کرده
دورم جم شن منم جو گیر شم دستم رو بگذارم رو شونهاشون و عکسم بره تو اینترنت! و بنویسن که دست دادن موسوی با زنهای خارجی! دست زدن به نامحرم توسط رئیس جمهور! چقدر خوب میشد. همه جا اسم من بود. تو تلویزیون! اخبار! اینترنت! اونوقت دیگه ساسی مانکن هم پیش من لنگ مینداخت! تو رادیو هی منو نشون میدادن!
هر شهری میرفتم مردم تحویلم میکرفتن و به طرفم گوجه و خیار پرت میکردن! شنیدم میگن حقوق رئیس جمهور خیلی زیاده. فکر کنم پونصد هزار تومن باشه! پولامو پس انداز میکردم و باهاش یه پیکان چراغ بنز آلبالویی مدل ۴۷ میخریدم. شاسی خوابیده! لاستیک مارشال! شیشه عقبم مینوشتم (دنبالم نیا اسیر میشی!) اونوقت میرفتم تو خط ترمینال جنوب - سعادت آباد کار میکردم. ![]()
میرفتم باشگاه پرورش اندام میشدم رونی کلمن (قهرمان پرورش اندام جهان). همه میگفتن عجب هیکلی داری چیز حسین!
واقعا ریاست جمهوری شیرین بود ولی حیف که نشد. اوه اوه اوه اصلا حواسم نیست قرار بود بیانیه بدم. بحث آشغالی ها که گفته شد. یه طرح دیگه که امروز از انگلیس بهم رسید اینکه هر بسیجی بیست امتیاز! یعنی هر کی یه بسیجی بکشه ۲۰ امتیاز میگیره و میتونه تو قرعه کشی هرماه ما شرکت کنه! جایزشم دست بوسی اینجانبه! میدونم که این جایزه انگیزه شدیدی رو تو شما ایجاد میکنه و ما میتونیم در عرض یک ماه هزاران بسیجی جیره خوار را نفله کنیم. و شعار امام خمینی (ره) رو زیر پا بگذاریم. شعار بسیج بیست میلیونی.
یکی از کارهایی که شما عزیزان باید انجام بدید اینکه هر چی دهن گشادتون اومد رو بگید. مهم نسیت به کی میگید فقط مواظب باشید طرف خودی نباشه! خودی هارو که خوب میشناسید. هر کی به نحوی از ما حمایت کنه خودی حساب میشه حتی آمریکا- اسرائیل و انگلیس!![]()
دیگه چی قرار بود بگم؟ آهان تا میتونید بسیجی هارو لخت کنید. بعضی از دوستان تو روز عاشورا انجام دادن و جواب داده به طوری که اون بسیجی که لختش کردن. گفته شده دیگه از خجالت بیرون نمیاد!
حتی میتونید خودتون هم لخت بیاید بیرون! کی به کیه! ما که یکی از اهدافمون همین بود که لختی پختی بودن رو رواج بدیم! پس میتونین از این فرصتها به نحو احسنت استفاده کنید.
خلاصه دوستان بقیش باشه برای بیانیه های بعدی. فعلا این کار هارو انجام بدید تا ببینیم که چطور جواب میده! به امید پیروزی موج سبزی فروشی! ![]()
والسلام شرت تمام!
گرفته شده از وبلاگ موسوی مضحک
لطفا مقایسه کنید آدمای بامنطق...
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
******************************************
